تبلیغات
صحبت و مشاوره پیرامون مبحث طلاق - دوست پسرم مرا به خانه اش دعوت کرد،وقتی نرفتم مرا پس زد
صحبت و مشاوره پیرامون مبحث طلاق
خانواده ای مستحکم باانتخاب درست

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

دوست پسرم مرا به خانه اش دعوت کرد،وقتی نرفتم مرا پس زد

چندی قبل دربلاگ شخصی یک مطلب فیم + ینیستی دیدم که مجبور بهجواب دادن شدم که در ادامه مطلب میتوانید اصل مطلب بهمراه جواب مرا ببینید پیشنهاد میکنم آنرااز دست ندهید و حتما نظرخودرا با ما در میان بگذارید./

دوست پسرم مرا به خانه اش دعوت کرد،وقتی نرفتم مرا پس زد

8 اردیبهشت 89 - 10:56

با احترام! تقدیم به تمام زن های وطنم که در کشمکش زندگی مدرن و سنتی " وجود نازنین خودشان" را گم کرده اند!

تقدیم به آنان که روزگاری زیرباران  مشت و لگد مردان با غیرت (!؟)کشورم جسمشان له میشد و حال زیر باران بی عاطفگی و بی توجهی روحشان خورد می شود و از بین می رود...

تقدیم به زنان بی همتایی که گویا در لا به لای به دوش کشیدن بار سنگین "مادر بودن" دیگر جایی برای وجود خودشان قائل نمی شوند...

تقدیم به دختران  ساده و زود باوری که" عشق" را در لابه لای بوق ممتد ماشین های اسپرت مدل بالا جستجو می کنند!

تقدیم به زن ایرانی....

 

 

من یک زنم

من" تنها "یک زنم

من یک زن ایرانی ام

من همیشه مادرم

و مادربودن  یعنی گذشتن از خود

در کودکی مادر عروسکهایم بودم

و گهگاه هم بازی پسران همسایه

وقتی یار کم داشتند !

...

بزرگتر که شدم اهل محل به من "خوشگله" می گفتند...

پدر سرزنشم می کرد که چرا "بلند "خندیدم!

برادر توی اتاقم دنبال دفترچه ی خاطراتم می گشت....

مادر برایم جهیزیه درست می کرد و...

و من هر شب تا  طلوع سپیده درس می خواندم!

.

.

.

در دانشگاه فقط یک سایه بودم !

.

.

دوست پسرم مرا به خانه اش دعوت کرد...

وقتی نرفتم ,مرا پس زد!

....

عشقم به من دروغ گفت و انتظار داشت باور کنم!

 ....

بعد ها...

شوهرم موفقیت هایم را به حساب شانس می گذاشت

خواهر شوهر و مادر شوهرم که به کنار...

دنیایی داشتند!

.

.

.

وقتی با درد طاقت فرسای زایمان ,احساس کردم با مرگ فقط یک قدم فاصله دارم پرستار به من گفت:بهشت زیر پایت است!

زیر پایم اما خالی بود....

..

شب ها باید کنار  دو نفر  دراز می کشیدم  تا خوابشان ببرد

اول بچه ام و بعد شوهرم

و نیمه شب ...برهنه.... در میان بازوان شوهرم احساس می کردم که چقدر تنهایم!

شوهرم اما مرا نمی دید...

تنها, لبانش را  محکم تر به بدنم می چسباند!

...

همکاران مَردم از ترفیع گرفتن من ناراحت بودند

 زیر گوش هم زمزمه می کردند :زن را چه به این کارها؟!

...

دین و فرهنگم هر دو "تساوی حقوق زن و مرد "را جار می زدند...

و من معنای "تساوی "را نمی دانستم!

....

 

من یک زنم

یک مادر

نردبان بچه ام هستم

بچه ام از من بالا می رود و به یک آسمان پر از موفقیت می رسد!

شوهرم مرد موفقی است

می گویند من پشتش بودم که موفق شده

ولی من تا جایی که به خاطر دارم

همیشه زیرش بودم!

زیر بدنش..زیر اسمش...زیر سایه اش!

....

همه به من "زن ایده آل " می گویند

من زیبا هستم و لوند

روشن فکر و تحصیل کرده

همسر خوب

مادر  فداکار

کارمند ساعی

...

به خودم که نگاه می کنم اما...

هیچ چیز نمی بینم

من از "خودم"خالی هستم!

و از دیگران ,پُرِپُر....


و اما جواب من


 

سلام

من یک مردم

مردی که تا دشمن به خاک کشورم سرازیر میشود تنم را سپر ناموسم میکنم اما پس از جنگ بعضی از همان ناموسکهای بزک کرده خود را بههمان عربهای وحشی آنور خلیج همیشه فارس برای مقدار ناچیزی فروختند .

من مردم مردی که از طلوع صبح تا غروب شب باید کار کنم و پول در بیاورم تا عزیز دردانه خانهام ، همسرم ، لباسی جدید برای عروسی هفته آینده داشته باشد تا آبرویش نرود .

من یک مردم ، مردی از دیاری که روزگاری بهترین دریادارش یک زن بود و مرد خود رابرابر میدانست بازن اما همان زن ترجیح داد موی خود را رنگ کند تا پشم گوسفندها را ، خود را برای خیابان بیاراید تا برای شوهرش ، به بوق بلندتر ماشین مدل بالاتر پاسخ دهد تا به مردی صدیق تر و این شد که همان ماشین مدل بالا قالش گذاشت چون مرد نبود ،

من یک مردم ، مردی از دیار کورش با همان جسارت و همان شجاعت و همان دلیری اماآیا زنی به پاکی دیار کورش هست آما آیا زنی مانده که موی بزک کرده و صورت سرخاب زده خود رادر ویترین فساد به حراج نگذاشته باشد .

از قدیم گفته اند از ماست که برماست و برای همین است که روزگار شما زنها اکنون چنین است

میگویید چگونه :

اینکه فریب آزادی و آزادگی زن غربی را خوردید اما ندیدید که اگر زن در غرب برعکس شرق برهنه نبود به مانند یک فاحشه شرقی با وی برخورد میشود ولی شما فقط ظاهر را دیدید

راستی منظور شما از آزادی چیست ، تعریف شما از آزادی چیست ، من شما رو به یک بحث اساسی دعوت میکنم در این زمینه تا یکی از ما متقاعد بشود./


 

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : امیر ایرانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • چقدر با طلاق موافق هستید





نویسندگان

سیستم افزایش آمار میهن لینك