تبلیغات
صحبت و مشاوره پیرامون مبحث طلاق - چرا حق طلاق با مرد است ؟
صحبت و مشاوره پیرامون مبحث طلاق
خانواده ای مستحکم باانتخاب درست

لینکدونی

آرشیو موضوعی

آرشیو

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

چرا حق طلاق با مرد است ؟

شاید در هیج دوره ای به اندازه عصر ما در باره طلاق بحث و گفتگو نشده وعلت آن هم افزایش این نا هنجاری و عواقب سوء آن در جامعه است

اما حال بررسی کنیم که

آیا طلاق خوب است یا بد ؟ آیا راه طلاق باید باز باشد یا بسته؟ اگر باید راه طلاق باز باشد این راه برای زن ومرد به یک شکل و اندازه است یا مرد راه بازتری را در پیش دارد؟

اسلام ازدواج را امر مقدس و طلاق را منفور می داندو اجتماع را موظف به از بین بردن عوامل طلاق میداند ولی راه طلاق را هم برای مرد و هم برای زن باز گذاشته اما این راه دو تاست و زن و مرد حق نامشابهی نسبت به طلاق دارند.

اما اگر حق طلاق تنها به مرد داده شده باشد زن چه حقی در زندگی مشترک پیدا می کند ؟ بعضی مردها با طلاق های نا جوانمردانه کاشانه خود را به هم می زنند و زن را آواره می کنند و یا اگر زن از زندگی و همسرش خسته شده باشد و امیدی به اصلاح و ادامه زندگی نداشته باشد زن را طلاق نمی دهند و او را مورد آزار قرار می دهند.

اما آیا واقعا اسلام خواسته که طلاق به این شکل باشد ؟آیا دینی که دم از عدالت و تساوی حقوق زن ومرد می زند این ظلم را می پذیرد و آن را مشروع می داند؟ و مرد را مسلط بر زن قرار می دهد؟ مسلما اینگونه نیست.

خداوند مردانی را که که مرتبا زنانشان را طلاق می دهند و تجدید فراش می کنند را دشمن خود می داند ولی چرا طلاق را تحریم نکرد؟ آیا جز این نیست که خداوند هرچیزمنفوری را مثل شرابخواری و رباخواری ومال یتیم خوردن و.... را تحریم کرده پس چرا در مورد طلاق این چنین نیست ؟

از طرفی مرد طلاق دهنده را مورد تنفر می داند ولی اگر بخواهد زنش را طلاق دهد مانعی بر سر راهش نمی آورد چرا؟

طبیعت ازدواج در نظر اسلام این است که زن محبوب و مورد احترام و دارای مقام و ارزش معنوی در علو درجات است پس اگر مقام و محبوبیت او توسط مرد زیر سوال رفت و مرد نسبت به او بی وفا و بی علاقه شد بنیان خانواده متزلزل شده است اسلام این کار را سرزنش میکند ولی نمی گذارد که ارزش زن زیر پای مرد له شود و این را توهینی برای زن محسوب می کند ومرد را مجبور به ادامه زندگی نمی کند در واقع اسلام هیچگاه نخواسته زن را به مرد بچسباند و زن رابه مرد تحمیل کند ولی اگر این رابطه توسط زن منتفی شود چه؟آیا حیات زندگی باقی است یا از بین میرود؟

پاسخ این است که سلامت و حیات زندگی وابسته به علاقه دو طرف است ولی علاقه زن پاسخی است در ازای علاقه مرد درحقیقت علاقه زن معلول علاقه و احترام مرد است و بی وفایی او معلول بی وفایی مرد.

پس حق طلاق به مرد داده شده چون اوست که با علاقه خود علاقه همسرش را ایجاد می کند در نتیجه بی علاقگی مرد موجب بی علاقگی هر دو طرف می شود

به قول دکتر مطهری :"سردی و خاموشی علاقه مرد مرگ ازدواج و پایان حیات خانوادگی است اما سردی و خاموشی علاقه زن به مرد آن را به صورت مریضی نیمه جان در می آورد که امید بهبود و شفا دارد در صورتیکه بی علاقگی از زن شروع شود مرد اگر عاقل و وفادار باشد می تواند با ابراز محبت و مهربانی علاقه زن را بازگرداند."

پس چون کلید لغزش واستحکام زندگی را طبیعت به مرد داده پس حق طلاق از آن مرد است و در واقع این حق به خاطرنقش مرد در مساله عشق است نه به خاطر مالکیت او نسبت به همسرش.

با وجود این طلاق به صورت تفویضی نیز به زن داده می شود یعنی زن به صورت طبیعی حق طلاق ندارد اما می تواند به شکل قراردادی و به صورت شرط ضمن العقداین حق را کسب کند.

مقرراتی که اسلام برای تاخیر در امر طلاق قرارداده:

اسلام برای طلاق قواعد و مقرراتی ایجاد کرده که باعث تاخیر طلاق و در اغلب اوقات باعث انصراف از طلاق می شود .

مثلا طلاق باید در حضور دو نفر عادل باشد. (ماده 1134 قانون مدنی)ولی در مورد ازدواج این شرط نیست و اگر چه امروزه شاید این دو عادل اصلا زن و شوهر را نشناسند ولی اشتباه ما چیزی از ارزش اسلام کم نمی کند.

یا قراردادن عده(ماده 1150 تا 1157 قانون مدنی) برای زن برای اینست که در این زمان ممکن است عصبانیت مرد فرو نشیند و قصد رجوع داشته باشد یا اگر مرد بخواهد زن اولش را طلاق دهد می بایست نفقه زن و بچه هایی که از او دارد را بدهد و برای زن دوم مهریه و نفقه قراردهد .اسلام این بار سنگین را در برابر مرد برای جلوگیری از طلاق قرار داده .

پس هر عامل تاخیرانداز برای طلاق در نظر اسلام پسندیده است.

اما در مورد طلاقهای ناجوانمردانه:

در طلاقهای ناجوانمردانه علاوه بر به هم خوردن آشیانه زن ومرد مسئله زحمتها و خدماتی است که که یک زن با تمام وجود و عاشقانه و با فداکاری خالصانه در منزل همسرش انجام داده ولی دین مبین اسلام برای این مشکل هم راه حل دارد و آن ایجاد استقلال مالی زن است که هر چه از دست رنج اوست متعلق به خودش می باشد و مرد حق هیچگونه دخل و تصرف در آن را ندارد.

اما درمورد طلاق ندادن زنی که امید به سازش همسرش ندارد باید گفت که اسلام به مرد حق نداده زنش را مورد اذیت و آزار قرار دهد و او را سرگردان و پریشان سازد و از حق خود سوء استفاده کند و همانطور که در آیه 231 سوره بقره صریحا آمده مرد یا باید از زن خود به خوبی نگهداری کند یا به خوبی راه را بر او باز کند و زن را آزاد گذارد.

منبع:نظام حقوق زن در اسلام از دکتر مطهری

درباره وبلاگ

مدیر وبلاگ : امیر ایرانی

آخرین پست ها

جستجو

نظرسنجی

  • چقدر با طلاق موافق هستید





نویسندگان

سیستم افزایش آمار میهن لینك